تبليغاتX
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست...!!

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست...!!

((و چه خزانی..!!))

 

از عاشق شدن اما نترسیدم

حتی اگر....

باز عاشق خواهم شد

عاشق تر ٫ عشق خواهم ورزید....

 

با خزانی دیگر دوباره....

برای تو

چرخ امشب که به کام دل ما خواسته گشــتن
دامن وصل تو نتوان به رقیبان تو هشـــتن
نتوان از تو برای دل هـمـسایه گذشــــتن

شـمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن
تا که هـمسایه نداند که تو در خانه مایــی


سعدی این گفت و شد از گفته خود باز پشیمان
که مریـض تـب عشق تو هــدر گوید و هذیــان
به شـب تیـره نهـفـتن نتـوان مـاه درخـشــان

کشتن شــمـع چه حاجت بود از بـیم رقیبـان
پـرتو روی تو گوید که تو در خانه مایــی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/05ساعت 20:54  توسط دو تا مست..  |